اكبر ترابى شهرضايى
28
آئين كيفرى اسلام (فارسى)
كه مسأله مربوط به عِرض و آبروى اوست - لااقل با ديگران مساوى است . پس ، چرا بايد از شهادت دادن محروم شود ؛ و به چه دليل ادلّه از شهادت وى انصراف دارد ؟ علاوه بر مطالب گذشته ، رواياتى داريم كه در خصوص مرد و زن وارد شده ، و مفاد آنها شهادت دادن شوهر و زن به نفع يكديگر يا بر ضرر همديگر است . و صرف زوجيّت سبب محروميّت آن دو از شهادت نمىشود . اين فرع نيز از مصاديق همان كلّى است ؛ زوج قصد دارد همراه ديگر شهود به عمل شنيعى كه از همسرش سر زده است ، شهادت بدهد . بررسى مفاد آيهى لعان استثناى مذكور در آيهى شريفه كه مىفرمايد : وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَ جَهُمْ وَ لَمْ يَكُن لَّهُمْ شُهَدَآءُ إِلَّآ أَنفُسُهُمْ « 1 » - « كسانى كه همسران خود را به زنا رمى مىكنند و شاهدى غير از خودشان ندارند » - منقطع است يا متصّل ؟ ظهورِ استثنا در استثناى متّصل است ؛ منتها در جايى كه فقط شوهر باشد ؛ شهادت يك نفر نقشى ندارد . امّا در فرع مذكور ، غير از شوهر ، سه نفر ديگر نيز هستند كه با وجود آنها چهار شاهد تكميل مىشوند . در اينجا « يكون شهداء غير أنفسهم » صادق است . بنابراين ، آيهى شريفه در اين معنا ظهور دارد كه شوهر به عنوان يك شاهد مطرح است . مؤيّد اين مطلب ، آن است كه در ادامهى آيه شريفه ، خداوند متعال مىفرمايد : فَشَهدَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهدَ تِم بِاللَّهِ إِنَّهُو لَمِنَ الصدِقِينَ « 2 » . از آيه به ذهن مىآيد : در صورتى كه شوهر زوجهى خود را به زنا رمى كند و غير از خودش گواه و شاهدى نداشته باشد ، چهار بار شهادت دادن او به منزلهى چهار شاهد است ؛ گويا اگر چهار شاهد وجود داشت ، ديگر مسألهى لعان مطرح نبوده ؛ امّا در اثر نبودن چهار شاهد ، نوبت به چهار شهادت مىرسد و بر شهادتهاى چهارگانهى زوج ، اثر شهادت چهار شاهد مترتّب مىشود . در باب اقرار نيز مسأله از همين مقدار است . زنى كه آبستن بود و خدمت
--> ( 1 ) . سورهى نور ، 6 . ( 2 ) . سورهى نور ، 6 .